جهت  دریافت نسخه قابل پرینت اینجا کلیک کنید 

  منشور سازمان جبهه اتحاد ملی و میهنی ايران

 

 
 

فهرست

          

پیش گفتار

 

چگونگی به وجود آمدن سازمان

 

مرامنامه سازمان جبهه اتحاد ملي و ميهني ايران

 

الف ) مقدمه                                                                                                                               

ب  ) مرامنامه سازمان                                                      

 

اساسنامه سازمان جبهه اتحاد ملي و ميهني ايران

 

فصل اول : اهداف

فصل دوم: اركان سازمان

                   بخش يكم : شاخه

                   بخش دوم : كادر مركزي     

                   بخش سوم: كنگره

فصل سوم: مقررات گوناگون

                   نمودار و جدول تعداد اعضاء سازمان

چگونگی تشکیل سازمان

 

بخش ضمیمه :

 

پیام دبیر کل سازمان

 

نحوه ارتباط با دفاتر ما

 

نمودار اعضاء سازمان

 

 

 ---------------------------------------------------------------------------------------------------------

پیش گفتار

 

در آستانه نزدیک شدن به ششمین سالگرد تاسیس سازمان جبهه اتحاد ملی و میهنی ایران در 12 آذر ماه 1382 هستیم . با توجه بر استقبال ایرانیان از مبارزات این سازمان بر علیه  دیکتاتوری مذهبی جمهوری اسلامی، بر آن شدیم برای بار سوم منشور و اساسنامه سازمان را به همراه پیام دبیر کل سازمان و مجموعه کوچکی از تصاویرمبارزات دانشجویان همچنین عکسهائی از برخی جنایات رژیم سفاک حاکم برایران به چاپ برسانیم تا در دسترس ایرانیان عزیز قرار گیرد امید است روزی با به بار نشستن مبارزات شما دلاوران  راه آزادی ، ایرانی آزاد وسربلند داشته باشیم.

طرحی از پرچم سازمان جبهه اتحاد ملی و میهنی ایران

 

----------------------------------------------------------------------------------

 چگونگی به وجود آمدن سازمان

سازمان جبهه اتحاد ملی و میهنی ایران توسط گروهی ازفرزندان مبارز و آزادی خواه با فعالیتهای شبانه روزی آقایان دکتر محمد رضا برزگر بفروئی، علی برزگربفروئی، فرهاد مشیری و مهندس طباطبائی  همچنین شادروانان مرحوم سرهنگ یاسائی، سرکار خانم افسر شاطر حسینی، محمد باغبانی و عین الله مظاهری و حمایت عده ای از دانشجویان و دانشگاهیان، کارگران و نویسندگان در ایران در مورخه ۲۱/۹/۱۳۷۶ طی یک گردهمائی در کشور قبرس بر طبق مرامنامه و اساسنامه ای که ملاحظه مینمائید موجودیت خود را اعلام نموده و فعالیت خود، در داخل و خارج از کشور در راه آزادی و برقرار دمکراسی وتلاش برای استقراریک دولت مستقل ملی با مشارکت تمام گروههای فعال سیاسی، را آغاز کرد.   

اولین مرکز فعال در روز ۲/۱۰/۱۳۷۶ به فرماندهی سرکار خانم افسر شاطرحسینی و محمد باغبانی شروع به فعالیت کرد که در ادامه مبارزات خود ، جانشان را نثار اهداف والایشان کردند.  در حال حاضر هسته های مقاومت به صورت زنجیری در شهرها و روستاهای کشور فعالیت  میکنند و به سوی اتحاد ملی و برقراری میهنی که خواسته نسل جوان است به پیش می روند .  

  *****************************************************************************************

منشور  سازمان جبهه اتحاد  ملی و ميهني ايران

 الف: مقدمه

 تلاش ما برای آزادی ميهن، رهايی از فاشيسم مذهبی و پايه گذاری يک نظام ملی، مردمی و پيشرو در ايران ‏است.‏

 به عقيده ما سرنگونی رژيم جمهوری اسلامی نخستين مرحله پيکار است. مرحله دوم که به همان اندازه ‏اهميت دارد ساختن يک جامعه نوين ايرانی است که تنها با مشارکت همه مردم و گرايشهای گوناگون ميسر ‏خواهد بود. بدين منظور می کوشيم از همان نخستين گام در پی برداشتن موانع سياسی و عاطفی که ايرانيان ‏را از هم جدا کرده است باشيم. ايرانيان به عنوان وارثان تاريخ و فرهنگ مشترک و پر افتخار بهم نزديکتر از ‏آنند که با برچسبهای ساختگی و بی اهميت بتوان از هم جدايشان کرد. مـا همه گــروهها و گــرايشها را ‏فـرا‎ ‎می خوانيم که در فرو ريختن ديوارهای ترس و بدگمانی که يگانگی و بهروزی ملت ما را تهديد می‎ ‎کند ‏همکاری کنند.‏

 احترام به قانون حکم می‎ ‎کند که جنايتکاران و غارتگران در دادگاه دادرسی شوند. اينکه افراد در گذشته چه ‏مواضعی داشته اند نبايد مانع همبستگی کنونی و آينده آنها شود. آنچه اهميت دارد احترام گذاشتن به حقوق ‏يکديگر است. مهمتر از همه آنکه اشخاص، باورها و نظرهای خود را داشته باشند و هيچ کس به خود حق ‏نابود کردن ديگران را ندهد. بايد به دوران انتقام جويی و تصفيه حساب های شخصی و سياسی و ادامه ‏خونريزی پايان داد.‏

 برای برطرف کردن خشونتی که در فرهنگ و سياست ايران است می بايد کيفر اعدام، لغو و به مقوله جرم ‏سياسی پايان داده شود. داشتن هيچ عقيده و گرفتن هيچ موضع يا تصميم سياسی و قبول هيچ مقامی جرم ‏نيست و تنها جرايمی که عرفا در جامعه های دمکراتيک به اين عنوان شناخته و در قانون آمده است ‏می تواند مايه پيگرد قانونی افراد شود. هيچ کس را به نام جرايم سياسی در هر رژيمی نمی توان آزار يا ‏پاکسازی کرد. ‏

يک جامعه آزاد و نيرومند را نمی توان ساخت مگر آنکه عموم مردم بر سر پاره ای اصول بنيادی توافق کرده ‏باشند و نظام سياسی نگهدارنده آن اصول باشد.‏

استقلال و تماميت ايران و يگانگی ملی، حاکميت مردم و حقوق بشر، اصولی هستند که عموم ايرانيان بر آنها ‏توافق دارند. گرايشهای سياسی گوناگون ممکن است برنامه های خود را برای سازمان دادن و اداره جامعه ‏داشته باشند. چنين اختلاف نظرهايی مايه نيرومندی نظام سياسی است.‏

اگر ما پايه مبارزه خود را با جمهوری اسلامی بر حاکميت مردم و حقوق بشر می گذاريم به اين معنی نيست ‏که در مبارزه کوتاه خواهيم آمد و دمی آشتی کردن با نظام ضد ايرانی و ضد مردمی ولايت فقيه را جايز ‏خواهيم شمرد. پيکار ما درست به همين انگيزه اعتقاد به حاکميت مردم و ناسيوناليسم و حقوق بشر است. ما ‏با جمهوری اسلامی نه بر سر موقعيت و خانه و زندگی خود بلکه با آنچه بر سر منافع ملی ايران و حقوق ‏فردی ايرانيان می آورد مخالفيم. ما با ارزشهای اين رژيم در ستيزيم. به عقيده ما بايد هرچه زودتر و تا نشانی ‏از ايران مانده است به عمر جمهوری اسلامی پايان داد.‏  در این راه از هیچ کوشش دریغ نمی کنیم و تاکید می کنیم در این راه با هر گونه مبارزه مسلحانه و خشونت بار مخالفیم .

 ب: مرامنامه سازمان

ارزشهای تاريخی و تجربه های ملت ايران بنياد برنامه سياسی ما را تشکيل می دهد. ما با بهره گرفتن از ‏بهترين جنبه های اين ارزشها و تجربه ملی يعنی ناسيوناليسم ايرانی، آزاديخواهی، ترقيخواهی، و عدالت ‏اجتماعی توشه فکری و سياسی خود را فراهم کرده ايم.‏

ناسيوناليسم تجلی اراده ملت به نگهداری حقوق و هويت خود و پايداری در برابر دست اندازيهای ديگران و ‏دفاع از مصالح ملی است.‏

آزاديخواهی به معنی قراردادن حقوق فرد انسانی در مرکز تفکر سياسی است: برخاستن همه قوای حکومتی ‏از افراد جامعه است و سازمان دادن جامعه به صورتی که حقوق افراد حفظ شود.‏ترقي خواهی يک تعهد ملی و همه جانبه به توسعه و پيشرفت اقتصادی و سياسی و فرهنگی است. آرزو و ‏تلاش يک ملت برای چيرگی بر بينوايی و واپس ماندگی و رسيدن به جهان امروزی است و ساختن يک ‏کشور آباد و نيرومند با انسانهای آگاه و مرفه.‏عدالت اجتماعی شامل مجموعه سياست هايی است که هدف آن شکوفايی استعدادها و دادن فرصت برابر به ‏افراد و تعديل

 نابرابريها و تامين آينده افراد و حمايت از کسانی است که در مسابقه پيشرفت عقب می مانند.‏بر پايه اين ارزشها اصول زير را به عنوان مرامنامه خود اعلام می داريم:

‏‏۱ ـ استقلال و تماميت ارضی و يگانگی ملی ايران برای ما از همه بالاتر است و به هر قيمت و در هر وضعی از ‏آن دفاع می کنيم.‏

۲ ـ حاکميت مردم و حکومت قانون پايه نظام سياسی ايران است. رای آزادانه مردم بايد سرنوشت کشور و ‏نوع حکومت و سياست های آن را تعيين کند.‏

۳ ـ هيچ قانون و اکثريتی نمی تواند حقوق طبيعی و جدا نشدنی افراد را از آنها بگيرد. اين حقوق که در ‏اعلاميه جهانی حقوق بشر و ميثاقهای حقوق سياسی، مدنی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تعريف شده ‏شامل مصون بودن جان و آزادی و مال مردم در پناه قانون و وظايف دولت در تامين حداقل شرايط زندگی ‏منطبق با شئون انسانی برای همه مردم است.‏

۴ ـ همه افراد در برابر قانون برابرند و هيچ امتياز قومی، دينی، جنسی يا طبقاتی به کسی داده نمی شود و ‏هيچ کس حق ندارد به نمايندگی خدا يا به موهبت الهی سرنوشت مردم را در دست گيرد. دين و مذهب از ‏حکومت جدا است. هيچ مقامی حق ندارد مذهب افراد را بپرسد. ما اقليتی جز در رای گيری ها آنهم موقتا ‏نمی شناسيم.‏
۵ ـ احزاب سياسی و اتحاديه های کارگری و صنفی و انجمنها با هر عقيده ای بايد آزاد باشند. قانون و ‏دادگاه ها نگاهدارنده حدود و حقوق آنها و همچنين اعضايشان خواهند بود. آزادی رسانه های همگانی بايد ‏تامين و قوانين لازم برای حفظ آزادی فعاليت های آنها و رعايت حدود مسئوليت مدنی رسانه ها تدوين ‏گردد.‏

۶ ـ استانها و شهرستانها و همه واحدهای تقسيمات کشوری در حد خود بايد اختيارات لازم را برای اداره امور ‏داخلی شان از طريق انتخابات انجمن ها داشته باشند. ما نظام حکومت های محلی و تقسيم حکومت و نه ‏حاکميت را ميان حکومت مرکزی و حکومت های محلی پيشنهاد می کنيم. استانهای ايران بايد از طريق ‏نمايندگی مساوی در مجلس سنا حضور داشته باشند.‏

۷ ـ فارسی نشانه وحدت ملی و زبان مشترک ملی و رسمی کشور است و هر ايرانی بايد به آن سخن بگويد و ‏آموزش ببيند. همچنانکه هر ايرانی حق دارد به زبان محلی خود سخن بگويد و آموزش ببيند.‏

 ۸ ـ دادگستری بايد از مراجع سياسی و مذهبی مستقل باشد. تطبيق قوانين عادی با قانون اساسی و نظارت ‏بر اجرای قوانين و رسيدگی به شکايت افراد از حکومت با دستگاه دادگستری است. قضات بايد از مقام و ‏منزلت و بی نيازی مالی که لازمه استقلال آنهاست برخوردار باشند.‏

 ۹ ـ سياست خارجی ايران بايد بر پايه نگهداری استقلال و حاکميت ملی، ناوابستگی به قدرتهای ديگر، ‏همکاری با همسايگان و دوستی متقابل با همه کشورها و دوری از ماجراجويي های خارجی باشد.‏

۱۰ ـ ايران بايد نيروهای مسلح متناسب با نيازهای دفاعی و امنيتی خود را بسيج کند. تاکيد سياست های ‏خارجی و دفاعی ايران بايد بر افزايش اعتماد متقابل و همکاری در منطقه و جلوگيری از مسابقه تسليحاتی ‏در خليج فارس و پاک کردن آسيای جنوب غربی از سلاحهای شيميايی و هسته ای قرار گيرد.‏

۱۱ ـ آزاد کردن نيروهای توليدی و گذاشتن قدرت دولت پشت سر همه کوششهايی که برای گسترش ‏ظرفيت اقتصادی و بالابردن سطح زندگی مردم انجام می گيرد، اصل يک سياست اقتصادی پيشرو و کارآمد ‏است. دولت جز در پاره ای زمينه های استراتژيک بايد خود را از اداره و مالکيت مؤسسات کنار بکشد و نيروی ‏آن صرف جلوگيری از انحصارها و رقابتهای غير منصفانه و حمايت از مصرف کنندگان و فراهم کردن شرايط ‏رشد اقتصادی و حمايت از صنايع و مؤسسات مالی در برابر فشارهای خارج از مرحله بلوغ آنها شود.‏

۱۲ ـ کشاورزی و توسعه روستاها در کنار گسترش بخش صنعت و خدمات بايد از راه تضمين قيمت فرآورده ‏های کشاورزی، بردن صنعت و خدمات به روستاها، گسترش تسهيلات اعتباری و شبکه توزيع و بهبود عوامل ‏ديگر توليد، عمل گردد.‏

۱۳ ـ زنان بايد از برابری کامل سياسی و اجتماعی و قانونی با مردان برخوردار باشند. يگانگی و استواری ‏خانواده و برابری زن و مرد در روابط خانوادگی و بويژه حفظ حقوق کودکان بايد تضمين شود. بايد با ايجاد ‏تسهيلات در نگهداری و پرورش فرزندان، ورود زنان را به پهنه فعاليتهای گوناگون آسانتر کرد.‏

۱۴ ـ فرهنگ عامل حياتی پيشرفت جامعه است. آزادی هنر و آفرينش فرهنگی و پژوهش علمی و پيشبرد ‏فرهنگ ملی و کمک به بالندگی فرهنگهای محلی و گسترش زير ساخت فرهنگی کشور و تشويق هنرمندان ‏و پژوهشگران بايد راهنمای سياست فرهنگی باشد.‏  

۱۵ ـ بيشترين اولويت از آن آموزش و پرورش است. از هيچ سرمايه گذاری برای بالا بردن سطح آموزش ‏گروههای سنی گوناگون بويژه درکودکان و نوجوانان نبايد دريغ داشت. آموزش فنی و حرفه ای از راه بسيج ‏کردن امکانات مؤسسات مختلف در بخشهای گوناگون اقتصاد بايد جای مهمی در تلاش آموزش داشته باشد. ‏دانشگاهها بايد با مؤسسات ديگر در پژوهشهای علمی و فنی همکاری کنند. برنامه ريزی آموزش بايد با توجه ‏به نيازهای بازار کار و هماهنگ با برنامه ريزی کلی کشور صورت گيرد. فرزندان ايران بايد با ارزشهای ملی و ‏انسانی آشنا شوند و

 با ذهنهای گشوده بر تفکر آزاد علمی پرورش يابند. به معلمان و استادان و آموزشگران ‏بايد پاداش شايسته مادی و معنوی آنان داده شود.‏

۱۶ ـ توسعه اقتصادی بايد با حفظ و بهبود محيط زيست همگام شود. آب و خاک و جنگلهای ايران و هوای ‏شهرها را بايد از آلودگی و فرسايش و نابودی حفظ کرد.‏

۱۷ ـ توزيع عادلانه تر درآمد ملی و خدمات، کاستن از شکاف طبقاتی و تفاوت سطح زندگی شهر و روستا، ‏دادن فرصت برابر به همه، بيمه های بيکاری، از کارافتادگی، بازنشستگی و بيماری، حمايت از خانواده و ‏کودکان بی سرپرست، بويژه کشته شدگان جنگ و معلولين و جانباختگان جزء جدايی ناپذير يک برنامه ملی ‏بازسازی و پيشرفت است.

‏۱۸ ـ بازسازی مناطق جنگ زده و جبران زيانهای آوارگان جنگی و تأمين مسکن برای مردم بايد در سرلوحه ‏طرح های آبادانی شهرها و روستاهای ايران قرار گيرد.‏

۱۹ ـ بايد به جبران عادلانه زيانهای افراد و برطرف کردن اختلافات مالی برخاسته از انقلاب با تشکيل ‏هيئتهای صلاحيتدار پرداخت و برای بازگرداندن ايرانيان رانده شده از ميهن شرايط مناسب فراهم کرد. با ‏آنکه هيچ پاداشی نمی تواند فداکاری جانباختگان و جانبازان دوران انقلاب و جنگ را جبران سازد بايد منابع ‏لازم را برای تأمين زندگی جانبازان و نيز بازماندگان جانباختگان فراهم کرد.‏

  اساسنامه سازمان جبهه اتحاد ملی و ميهني ايران

 ‎   فصل يک: هدف

 ماده ۱ ـ جبهه اتحاد ملی و ميهني ايران که در اين اساسنامه جبهه  ناميده می شود به ‏منظور سازماندهی پيکار رهايي و بازسازی ايران بر پايه يگانگی ملی و تماميت ارضی و استقلال ايران و ‏برقراری مردمسالاری و احترام به حقوق بشر تشکيل می شود و در مبارزه مشترک آماده همکاری با همه ‏نيروهای ملی و آزاديخواه است که به اصول ياد شده تعهد داشته باشند. اصول عقايد و مرامنامه جبهه اتحاد ملی و ميهني ايران که  ‏در منشور آن آمده است بر همه اسناد سازمان اولويت دارد .

 فصل دو: ارکان جبهه

 ماده ۲ ـ ارکان جبهه عبارتند از:‏

‏۱ ) شاخه ــ هسته

‏۲ ) کادر مرکزی

‏۳ ) کنگره

بخش يکم: شاخه    

 ماده ۳- ايرانيان هوادار سازمان جبهه اتحاد ملی و ميهني ايران در هر شهری می توانند شاخه آن شهر را در ميان خود بر پايه منشور و ‏اساسنامه سازمان تشکيل دهند. اگر در شهری تعداد اعضاء داوطلب تشکيل شاخه از ۱۲ تن کمتر ‏باشد به صورت هسته سازمان عمل خواهند کرد. در شهرهای نزديک به هم، هسته ها می توانند با پيوستن به يکديگر و رسيدن به حد ‏نصاب، شاخه ای تشکيل دهند. هسته ها همچنين می توانند به نزديکترين شاخه شهر خود بپيوندند.‏

 ماده ۴- برای تشکيل شاخه داوطلبان با دعوت از تعداد هر چه بيشتر از ايرانيان آزادی خواه و ملی گرا منطقه خود  ‏در جلسات آشنايی و روشنگری، مجمع عمومی مؤسس شاخه را با شرکت کسانی که برگ عضويت را امضاء ‏کرده اند برگزار و اعضاء شاخه را انتخاب می کنند.‏

 انتخابات بايد با ضابطه های دمکراتيک باشد، مانند دادن فرصت به اعضاء برای آشنايی و تبادل نظر و ‏سخنرانيهای انتخاباتی و معرفی نامزدهای عضويت شورا و رای گيری توسط هيئت نظارت سه نفری از افرادی ‏که خود کانديدا نيستند.‏

تبصره : مجمع عمومی مؤسس شاخه بايد با حضور نماينده شورای مرکزی باشد و شاخه تنها پس از دريافت ‏اعتبارنامه از سوی شورای مرکزی رسميت خواهد يافت.

ماده ۵ – ارگان های شاخه عبارتند از:‏

‏۱ ) مجمع عمومی

‏۲ ) شورا

‏۳ ) هيئت اجرايی ‏

‏۴ ) کميته های اجرايی

 ماده ۶ - مجمع عمومی از همه اعضای شاخه تشکيل می شود و بالاترين ارگان شاخه است. وظايف مجمع ‏عمومی به قرار زير است:‏

۱ ) بررسی و تصميم گيری درباره فعاليت های شاخه.‏

۲ ) رسيدگی  به گزارش و مطالب طرح شده از سوی  شورا  و  موضوعاتی  که از سوی اعضاء پيشنهاد می شود.‏

۳ ) انتخاب اعضاء شورا.‏

 ماده ۷ - مجمع عمومی هر سال يک بار در سه ماهه دوم سال ايرانی برگزار می شود. نخستين کار مجمع عمومی انتخاب هيئت رئيسه مرکب از سه نفر ‏است که از ميان خود يک رئيس و نايب رئيس و دبير انتخاب می کنند و اداره جلسات مجمع عمومی را بر ‏عهده می گيرند. مأموريت هيئت رئيسه تا پايان اجلاس مجمع عمومی است.‏

  ماده ۸ - اعضای شاخه بايد دست کم سالی دوبار از سوی کادر مرکزی محلی برای برگزاری جلسه همگانی و گفتگو درباره ‏کارهای شاخه دعوت شوند. جلسه همگانی به هر عنوان که باشد جانشين مجمع عمومی نيست و هيچ يک از ‏اختيارات آن را ندارد. هر زمان که دست کم يک سوم اعضای شاخه برگزاری جلسه همگانی را درخواست ‏کنند  کادر مرکزی محلی بايد از اعضاء بدين منظور دعوت کند. ‏

ماده ۹ - اعضای  کادر مرکزی محلی به مدت يک سال به اکثريت نسبی مجمع عمومی انتخاب می شوند. تعداد اعضای ‏ کادر مرکزی محلی به نسبت اعضای شاخه و بر طبق جدول پيوست اساسنامه است. اعضای  کادر مرکزی محلی می بايد دست کم يک ‏سال سابقه عضويت در  سازمان جبهه اتحاد ملی و میهنی  را داشته باشند . کادر مرکزی مسئوليت اداره شاخه را دارد و از ميان خود يک رئيس و ‏يک نايب رئيس با اکثريت نسبی انتخاب می کند. اگر رئيس به هر علت نتواند به کار ادامه دهد نايب رئيس ‏وظايف او را ا نجام می دهد. کادر مرکزی محلی  می تواند برای کارهای خود آيين نامه هايی در حدود اساسنامه تدوين کند ‏ولی آيين نامه ها هيچگاه جانشين اساسنامه نخواهد شد.‏

تبصره : در صورتی که هر يک از اعضای کادر مرکزی محلی  به هر علت به کار ادامه ندهد جانشين او از ميان دارندگان ‏اکثريت (علی البدل) به ترتيب آرا تعيين می شود. ‏  

 ماده ۰۱- مأموريت کادر مرکزی محلی که در مجمع عمومی مؤسس انتخاب می شوند تا موعدی است که در ‏اساسنامه ذکر شده است مگر آنکه کمتر از شش ماه مانده باشد که به سال بعد می افتد.‏

 ماده ۱۱- هيئت اجرايی از سوی کادر مرکزی محلی  از ميان اعضای شاخه با حداقل هفت عضو تعيين می شود. اعضای ‏هيئت اجرايی می توانند عضو کادر مرکزی محلی  نيز باشند. اعضای هيئت اجرايی زير نظر رئيس شورا کارهای روزانه شاخه ‏را انجام می دهند ولی کادر مرکزی محلی مرجع تصميم گيری است و گزارش کارهای هيئت اجرايی بايد در هر جلسه به ‏شورا داده شود.‏

تبصره: کادر مرکزی محلی  می تواند از خدمات غير اعضاء نيز به عنوان کارشناس و رايزن استفاده کند.‏

ماده ۱۲ - اعضای هيئت اجرايی توسط مسئول آن از ميان اعضای شاخه تعيين می شوند و بايد کوشش ‏شود که همه اعضاء دست کم در يک کميته اجرايی عضويت يابند.‏

 ماده ۱۳ - کميته های ثابت اجرايی و وظايف آنها به شرح زير است و کادر مرکزی محلی می تواند در وظايف آنها ‏تغييراتی بدهد:‏

۱ ) دبيرخانه، مأمور نگهداری اسناد و اطلاعات و صورتجلسات و انجام مکاتبات و فرستادن دعوتنامه ها و ‏نشريات و اطلاعيه ها با همکاری کميته های ديگر در هر مورد.‏

۲ ) تدارکات مالی، مسئول درآمد و هزينه، تنظيم بودجه، نگهداری حساب ها و دفاتر مالی و تنظيم ‏گزارشهای عملياتی شش ماهه مالی شاخه، گردآوری حق عضويت و وروديه ها و فراهم کردن اسباب ‏فعاليت های شاخه.‏

۳ ) تشکيلات، مسئول گردآوری نام و نشان و اطلاعات مربوط به ايرانيان ملی گرا در منطقه خود و ‏افزايش اعضاء از طريق برقراری تماسها و تشکيل جلسات، فرستادن خبرنامه ها و بيانيه های جبهه و همکاری ‏با کميته آموزش سياسی در تشکيل سمينار ها و جلسات.‏

۴ ) روابط عمومی، مسئول گردآوری نام و نشان و اطلاعات مربوط به مقامات و رسانه های همگانی و ‏شخصيت های ايرانی و غير ايرانی و نيز نشريات و روزنامه نگاران ايرانی منطقه به منظور فرستادن نشريات و ‏نامه ها و تومارها و بيانيه های جبهه و برقراری تماس و نيز برگزاری مراسم و جشنهای ملی و انجام امور ‏تبليغاتی و انتشاراتی.‏

۵ ) آموزش سياسی، مسئول پخش نشريات درون جبهه و ادبيات سياسی و ملی گرایان در ميان اعضاء با ‏همکاری کميته های دبيرخانه و تشکيلات، برگزاری جلسات و سمينارها، تشويق اعضاء به شرکت در جلسات ‏و فعاليت های سودمند در منطقه.‏

ماده ۴۱- شورا می تواند علاوه بر کميته های ثابت کميته های ديگری از جمله کميته های موقت، مثلاً ‏برای خدمات فرهنگی و اجتماعی، حقوق بشر، پژوهش و برنامه ريزی و بررسی مسايل ايران تشکيل دهد. ‏مدت مأموريت رؤسا و اعضای کميته های موقت با پايان يافتن کميته های مربوط به پايان می رسد.‏

تبصره: ارتباط با ايرانيان درون کشور و فرستادن و دريافت پيامها و مطالب بايد صرفاً توسط افراد ويژه که ‏هويت آنها پنهان می ماند انجام گيرد.‏

ماده ۵۱- جلسات شورا و هيئت اجرايی درحد امکان بايد با هم باشد ولی اعضای هيئت اجرايی که عضو ‏کادر مرکزی محلی نيستند حق رأی ندارند. ‏

ماده ۶۱- تغيير رئيس و نايب رئيس کادر مرکزی محلی و يا هر يک از اعضای هيئت اجرايی با رأی اکثريت اعضای کادر مرکزی محلی ‏امکان پذير است.‏

ماده ۷۱- شرايط عضويت در جبهه به قرار زير است:‏

۱ ) ايرانی بودن، ايرانيانی که تابعيت کشورهای خارجی را پذيرفته اند نيز می توانند به عضويت درآيند.‏

۲ ) ساکن بودن در منطقه.‏

۳ ) پذيرفتن منشور و اساسنامه جبهه با تکميل و امضای درخواستنامه عضويت.‏

 ۴ ) پرداخت حق عضويت سالانه و در صورت پرداخت نشدن حق عضويت در پایان سال عضویت ‏پايان خواهد پذیرفت .

 ۵ ) داشتن ۱۶ سال به بالا.‏

۶ ) گذراندن دوره عضويت آزمايشی شش ماه.‏

۷ ) تائيد عضويت از سوی دایره حفاظت سازمان و یک عضو از دفتر سیاسی و کمیته مرکزی .

 ماده ۸۱- داشتن عضويت در بيش از يک شاخه و همچنين در احزاب و سازمانهای سياسی ايرانی ديگر ‏ممنوع است. اعضای جبهه نمی توانند تا برقراری نظام دمکراتيک به ايران بروند و مسافرت به جمهوری ‏اسلامی در حکم کناره گيری از جبهه است.‏ 

ماده ۹۱- نام و نشان اعضای شاخه ها می بايد در اختيار کادر مرکزی محلی مرکزی باشد. بدين منظور اصل ‏درخواستنامه عضويت اعضای شاخه به کادر مرکزی فرستاده می شود و در هر انتخاب شورای کادر محلی، نام ‏شرکت کنندگان در مجمع عمومی شامل کسانی که وکالت داده اند، در صورت جلسه ثبت و همراه آن به ‏کادر مرکزی گزارش خواهد شد. ‏

ماده ۰۲- برای همه اعضای جبهه کارت عضويت صادر می شود که کد سازمانی بر روی کارت درج شده است. تهيه و صدور کارت های عضويت از ‏اختيارات دفتر مرکزی است و کارت های عضويت بايد با امضای دبيرکل باشد. اعتبار کارتهای عضويت يک ‏سال است و دارنده کارت عضويت می بايد در همه حال مسئوليت خود را در برابر جبهه و احترام و اعتبار آن ‏در نظر داشته باشد.‏

 ماده ۱۲- هزينه کارت های عضويت بر عهده شاخه های مربوط است و برای صدور کارت عضويت شرايط ‏زير لازم است:‏

۱ ) گذراندن دوره آموزشی.‏

۲ ) پرداخت حق عضويت و حضور در فعاليت های جبهه .‏

۳ ) اشتراک مجله بامداد ایران ارگان جبهه اتحاد ملی و میهنی ایران

۴ ) درخواست کارت از سوی رئيس کادر محلی.‏

تبصره: تنها شاخه هايی که تعهدات مالی خود را در برابر دفتر مرکزی انجام داده اند می توانند برای ‏اعضای خود درخواست کارت کنند.‏ ضمنا بنا به دلایل امنیتی به اعضاء در ایران کارت تعلق نمی گیرد و تنها کد سازمانی داده می شود .

ماده ۲۲- اعضا می توانند با شرايط زير شاخه خود را تغيير دهند:‏

۱ ) پذيرفته شدن درخواست تغيير شاخه از سوی کادر مرکزی محلی هر دو شاخه مربوط.‏

۲ ) تصويب کادر مرکزی.‏

ماده ۳۲- در صورت جابجا شدن عضو از يک شهر به شهر ديگر، انتقال به شاخه نزديکتر نيازی به موافقت دفتر مرکزی مربوط و کادر مرکزی نخواهد داشت در هيچ شرايطی نمی توان عضوی را مجبور به تغيير شاخه ‏کرد.‏

ماده ۴۲- اخراج از عضويت شاخه با اکثريت دو سوم کادر محلی امکان پذير خواهد بود. در مورد اخراج اعضای کادر محلی موافقت دفتر مرکزی نيز لازم است.‏

ماده ۵۲- شاخه ها بايد در دعوت افراد به عضويت رعايت ملاحظات امنيتی را بکنند و در همه فعاليت ها در ‏هر مرحله بايد دقت شود که جبهه در برابر عوامل نفوذی حفظ و ملاحظات امنيتی رعايت شود.‏

ماده ۶۲- دفاتر محلی بايد بخشی از درآمدهای خود را که با نظر دفتر مرکزی تعيين می شود به آن بپردازد.‏   

بخش دوم: کادر مرکزی

 ماده ۷۲- کادر مرکزی از سوی کنگره انتخاب می شود و وظايف آن به قرار زير است:‏

۱ ) هماهنگ کردن و اداره عمومی جبهه و آنچه که از حدود صلاحيت و توانايی کادر محلی شاخه ها بيرون ‏است.‏

۲ ) نظارت بر رعايت و اجرای منشور و اساسنامه و تصميمات کنگره.‏

۳ ) رفع اختلافات و رسيدگی به شکايات در سازمان جبهه اتحاد ملی و ميهني ايران .‏

۴ ) نمايندگی جبهه در مراجع گوناگون و در جاهايی که از حد شاخه ها بالاتر است.‏

۵ ) نظارت بر تشکيل شاخه ها و صدور اعتبار نامه برای آنها و کوشش درگسترش جبهه.‏

۶ ) انحلال شاخه ها به موجب اساسنامه.‏

۷ ) برگزاری کنگره.‏

۸ ) اداره نشريه ارگان جبهه که هزينه آن از محل بهای اشتراک خوانندگان و همه اعضاء پرداخت می شود.‏

 تبصره: غير از دفتر مرکزی هيچ ارگان ديگر جبهه حق انتشار نشريه رسمی و اعلاميه ندارد. انتشار خبر ‏فعاليت شاخه ها در رسانه های همگانی از سوی آنها مجاز است.‏  

ماده ۸۲- تعداد اعضای دفتر مرکزی پنج تن و دوره آن دو سال است. اعضای دفتر مرکزی از ميان ‏اعضای جبهه با رأی نسبی کنگره انتخاب می شوند. اگر هر يک از اعضای دفتر مرکزی به هر دليل نتواند ‏به کار ادامه دهد جانشين او به ترتيب از ميان دارندگان اکثريت درانتخابات برگزيده می شود. عضويت بيشتر ‏از يک نفر از يک کادر در کادر مرکزی ممنوع است. در اين موارد تنها نامزدی که در يک شاخه بيش از ‏ديگران رأی آورده است به کادر مرکزی راه می يابد و آرای بقيه به حساب نخواهد آمد.‏

ماده ۹۲- تقسيم وظايف و چگونگی ارتباط و ترتيب کارهای کادر مرکزی با خود آن است و می تواند به ‏مسئوليت خود رايزن و دفتر و کميته های ويژه ای تعيين کند. اعضای کادر مرکزی به عنوان يک گروه ‏عمل می کند و نه به عنوان شخص خود.‏ تصميمات شورای مرکزی به اکثريت سه تن اعتبار دارد. اعضای کادر مرکزی از ميان خود دبير کل و ‏معاون دبيرکل برمی گزينند. ‏ 

ماده۰۳- دبيرکل از ميان اعضای علی البدل کادر مرکزی و نيز رؤسای کادرهای در جاهايی که لازم است ‏کساني را به عنوان نماينده کادر انتخاب می کند تا از طرف و به مسئوليت کادر مرکزی بخشی از وظايف ‏آن را انجام دهند.‏

ماده ۱۳- در صورتي که مصالح جبهه برکناری هر يک از اعضای کادر مرکزی را ايجاب کند به صورت زير ‏عمل خواهد شد:‏

۱ ) دلايل برکناری با توجه به نظرات کادر مربوط با حضور خود عضو مورد نظر، و اگر پس از دو بار دعوت ‏کتبی هر يک به فاصله دو هفته حضور نيافت، در غياب او در کادر مرکزی بررسی می شود.‏

۲ ) کادر مرکزی رأی به برکناری می دهد. ‏ 

بخش سوم: کنگره

 ماده ۲۳- کنگره بالاترين رکن جبهه است و هر دو سال يکبار در سه ماهه سوم سال ايرانی برگزار می شود ‏و محل آن تا آنجا که بتوان بصورت متناوب در امريکا و اروپا خواهد بود تا هنگامی که امکان برگزاری در ‏ايران فراهم شود. وظايف کنگره به قرار زير است:‏

۱ ) رسيدگی به گزارش شورای مرکزی و تعيين سياست های جبهه.‏

۲ ) تصميم گيری درباره پيشنهادهای اعضای کنگره

۳ ) تغيير منشور و اساسنامه.‏

۴ ) انتخاب اعضای کادر مرکزی.‏

تبصره: در مورد بند (۴) رأی نسبی کنگره اعتبار دارد

 ماده ۳۳- کنگره از اعضای کادر مرکزی تشکيل می شود و هر عضو کنگره به عنوان خودش رأی ‏می دهد. مقررات اداره کنگره مانند مجمع عمومی است. شرکت اعضای جبهه به عنوان ناظر در جلسات ‏کنگره آزاد است و می توانند در بحث ها شرکت جويند ولی حق رأی نخواهند داشت.‏

ماده ۴۳- برای برگزاری کنگره فوق العاده تصويب دو سوم شاخه های جبهه لازم است .ترتیب برگزاری ‏کنگره فوق العاده مانند کنگره عادی است.‏

 فصل سه: مقررات گوناگون

 ماده۵۳- حد نصاب رسميت جلسات مجمع عمومی و کنگره شرکت حداقل نصف به علاوه يک اعضاست. ‏درصورتی که پس از دعوت مجدد به فاصله دو تا چهار هفته نيز چنان حد نصابی حاصل نشود، جلسات با ‏عده شرکت کننده رسميت می يابد. تصميمات در همه موارد و در همه مراجع سازمان بايد با اکثريت مطلق آرا ‏‏(نصف به علاوه يک) باشد مگر در مواردی که اساسنامه استثناء کرده باشد. نصاب رسميت جلسات سازمان ‏همواره نصف به علاوه يک اعضاست و با کمتر از آن هيچ تصميمی نمی توان گرفت. منظور از شرکت، حضور ‏يا دادن وکالت يا رأی کتبی با استفاده از همه وسايلی است که تکنولوژی نوين ميسر می سازد.‏

ماده ۶۳- زمان و محل جلسات سازمان و مجمع عمومی و کنگره بايد به ترتيب دست کم يک هفته، يک ماه، ‏و دو ماه قبل به آگاهی اعضاء برسد مگر در موارد اضطراری.‏

 ماده ۷۳- در انتخابات در صورتی که رأی دو نفر آخر برابر باشد ميان آنها رأی گيری خواهد شد. رأی گيری ‏در انتخابات مخفی است مگر آنکه از نظر تکنيکی ناممکن باشد.‏

ماده ۸۳- دادن  وکالت از سوی اعضای سازمان  و شاخه و دفتر مرکزی مجاز است. به يک نفر ‏نمی توان بيش از يک وکالت داد مگر در مورد کنگره. دارنده وکالت در هر صورت می بايد عضو همان ارگان ‏يا رکن باشد يعنی مجمع عمومی (برای اعضای کادر محلی) و کادر شاخه و کادر مرکزی.  وکالت می بايد ‏کتبی باشد. اگر اعضاء نظر و رأی خود را کتبی يا به وسائل ديگر بفرستند نمی توانند وکالت بدهند.‏

ماده ۹۳- در مواردی که کادر محلی به دليل اختلاف داخلی نتواند به کار ادامه دهد به صورت زير عمل خواهد ‏شد:‏

۱ ) کادر مرکزی يکی از اعضای جبهه را به عنوان داور مأمور رفع اختلافات خواهد کرد.‏

۲ ) اگر اختلافات حل نشد، کادر مرکزی کادر محلی را منحل و از اعضای شاخه دعوت خواهد کرد که با تشکيل ‏مجمع عمومی فوق العاده و نظارت نماينده کادر مرکزی کادر تازه ای برای بقيه مدت کادر منحل ‏انتخاب کنند.‏

ماده ۰۴- در مواردی که اکثريت اعضای شاخه پيش از موعد کتباً درخواست تجديد انتخابات کادر محلی را داشته ‏باشند کادر مرکزی نماينده خود را برای تشکيل مجمع فوق العاده و انتخاب اعضای کادر تازه خواهد ‏فرستاد. مأموريت کادر تازه برای بقيه مدت کادر منحل شده خواهد بود

 ماده ۱۴- رئيس کادر يا کادر مرکزی سخنگوی آن است مگر آنکه ترتيب ديگری را مقرر داشته باشند. ‏سخنگويان در هر سطح و برای هر مورد بايد در حدود تعيين شده از سوی کادر يا کادر مرکزی عمل کنند.‏  

 ماده ۲۴- دعوت از ميهمانان و غير اعضاء برای شرکت در جلسات عمومی و مجمع عمومی و کنگره بلامانع ‏است.‏

ماده ۳۴- علامت (آرم) جبهه ، شيروخورشيد و شمشير است که در نقشه ایران نهاده شده است . همه اوراق رسمی جبهه بايد از روی نمونه تعيين شده کادر مرکزی باشد.‏ پرچم سازمان هم به رنگ آبی آسمانی می باشد که آرم سازمان در وسط آن درج شده است .

ماده ۴۴- اين اساسنامه در ۴۴ ماده و هفت تبصره در کنفرانس مؤسس سازمان  به ‏تاريخ ۲۱ آذر ماه  ۱۳۷۶ برابر با ۱۲ دسامبر ۱۹۹۷ در شهر نيكوزيا در کشور قبرس به تصويب رسيد . ‏

             ‎ ‎        

            جدول اعضای شورا           

تعداد اعضای شورا

تعداد اعضای مجمع عمومی شاخه

۳

۱۵ – ۱۹

۵

۲۰ - ۳۹ ‎ ‎

۷

۴۰ – ۵۹

۹

۶۰ – ۷۹

۱۱

۸۰ – ۱۰۹

۱۳

۱۱۰ – ۱۳۹

۱۵

۱۴۰ – ۱۷۴

۱۷

۱۷۵ به بالا

*******************************************************************************************   

 

پیام دبیر کل سازمان

                                                                                                                                                                            

 

 

 

 

 

در آغاز سال تحصیلی سال  1382 و همچنین در آستانه ششمین سالگرد تاسیس جبهه اتحاد ملی و میهنی ایران در ۲۱ آذر ماه قرار داریم . با آغاز سال تحصيلی جديد، که حضور حدود 20 ميليون محصل و 5/1 ميليون دانشجو را در مدارس و دانشگاه های کشور شاهد خواهيم بود، ضمن عرض تبریک به کلیه دانش آموزان و دانشجویان به مناسبت اول مهر ماه، جبهه اتحاد ملی و میهنی ایران، خود را موظف می داند،ازدرون و بيرون کشور بر پيکار همه جانبه ای را برای آزادی دانشجويان و استادان زندانی، و آزادی محيط دانشگاهی و علمی و فرهنگی کشور از سلطه حاکمان جهل و جورشدت بخشد.

آزادیخواهان و اپوزسیون ايرانی در خارج کشور، به ويژه آنان که جنبش دانشجوئی ايران را حمایت می کنند، ضروری است که به همه گروه ها ونهادهای ايرانی و بين المللی مدافع حقوق بشر متوسل شوند تا با هر وسيله ممکن، سرکوبگری در محيط دانشگاهی متوقف شود. ما باید با اتحاد و همدلی تلاش کنیم تا دانشجويان و زندانیان سیاسی دربند، آزاد شوند و سرزندگی فرهنگی و سياسی به دانشگاه ها باز گردد. بايد بپذيريم، که در طی يک سال گذشته، بر جنبش دانشجوئی ايران ضربات و صدمات سنگينی وارد شد. حد نهايت فشار و سرکوب وحشيانه، خرداد و تير ماه اخير بود که نهضت دانشجوئی را از تاب و توان انداخت و از روحيه بالای پيشين تهی کرد.

 هم اکنون شماری از دانشحويان فعال در زندان و محبوس اند. انبوهی مجروح و بسياری حتی از بازگشت به محيط دانشگاهی منصرف اند. انجمن های دانشجوئی دچار انشعاب و چند دستگی شده اند. نا اميدی و يأس در گسترش است. دستگاه قضائی و امنيتی ويژه ملایان در پی اجرای پروژه تواب سازی است تا با در هم شکستن شخصيت سران جنبش دانشجوئی اعتبار جنبش دانشجوئی را زیر سوال ببرند.در واقع جنبش دانشجوئی چند سال اخير ايران، يکی از  ارکان حرکت آزادی خواهی و  دمکراتيکی بود که طی 6-7 سال اخير چهره ايران را دگرگون کرد.

حاکمان زورگوی ایران نیز دست بسته نبوده و ابتدا انگشت بر مطبوعات گذاشتند، 18 نشريه اصلی را بستند و سپس بر جان گنجی ها، باقی ها و روزنامه نگاران افتادند و روزنامه ها و انواع نشريات اصلاح طلبی را يک به يک از ميدان بدر کردند. بعد نوبت تشکلات و احزاب رسيد، نهضت آزادی، سازمان های ملی مذهبی، پشت سرهم زير ضربه رفتند و کادرهای سياسی و فرهنگی برجسته  نظير آقاجری و امثال او را به بند کشيدند و مابقی را نيز شديدا تهديد ميکنند. عاقبت به سراغ تشکلات دانشجوئی رفتند و اوضاعی را که امروز ملاحظه ميکنيم به وجود آوردند. اما جنبش دانشجوئی سالهای اخير دارای ويژگی هائی بود، که توجه به آنها در احيا و بازسازی بهتر و نيرومندتر نهضت دموکراتيک و آزادی خواهانه ملت ايران ميتواند تعيين کننده باشد. نخست اين که، جنبش دانشجوئی جديد از دل سازمانهای اسلامی نظير دفتر تحکيم وحدت و غيرو بيرون آمد و ظرفيت و عمق تغيير پذيری جريانات را به نمايش گذاشت. دوم ديگر اين که، اين جنبش در ارتباط با جنبش های دانشجوئی پيشين، نوعی گسست با گذشته و آغازی نو را نشان می دهد. حرکت های دانشجوئی پيشين يا زير نفوذ کمونيست ها و مجاهدين بودند و يا اسلامی و طرفدار روحانيت.حرکت امروزی دانشجويان اساسا" غير ايدئولوژيک است و آزادی و حقوق بشر و ملی گرائی خواست های عملی دانشجويان محسوب ميشود. جنبش دانشجوئی امروز، حرکتی مسالمت آميز است.

 اين نهضت از افکار انقلابی و قهرآميز پيشين دور گشته و مبلغ عدم خشونت و رفتار مسالمت آميز و حرکت گام به گام است. نهضت های دانشجوئی پيشين ايران، متآثر از سرکوبگری های رژيم محمدرضاشاهی که مورد حمايت آمريکا بود و نيز تحت تاثير جو ضد جنگ سرد ميان دو بلوک گرايش تند ضد غربی و ضد آمريکائی و ضد اسرائيل داشت. ولی جنبش گسترده دانشجوئی امروز از آن افکار به دور است و ضمن اعتقاد به ملی گرائی و حاکميت ملی، خواهان دوستی با جهان و حل اختلافات با آمريکا و اسرائيل است. در واقع دانشگاه های امروز، بويژه جنبش دانشجوئی ما، سمبل ورود ما به حوزه فرهنگ جهانی و خروج از حوزه نفوذ خاورميانه اسلامی-فلسطينی است. اين جنبش در اثر سرکوبگری های سالهای اخير، دچار مشکلات بسياری شده، و از يک طرف انفعال و نا اميدی، از طرف ديگر راديکاليسم خامی در ميان بخشی از جنبش نفوذ کرده و زمينه ساز تفرقه شده است. به ويژه هيجانات گسترش يافته پس از سقوط صدام، که مردم ايران را و نيز دانشجويان و جوانان را سخت بی صبر و شتابزده کرد، در نتيجه، بخشی از جنبش دانشجوئی تحت تاثير تبليغات راديو تلوزيون های خارج کشوری، کوشيدند تا بار همه مسئوليت تحول جامعه ايران و حتی سرنگونی اقتدارگرايان را به عهده بگيرند. حمايت رئيس جمهور آمريکا از اين جنبش نيز بر مشکلات افزود، به گونه ئی که اقتدارگرايان به آرزوی ديرين خود رسيدند و مجموعه جنبش دانشجوئی را به عنوان خطری امنيتی و براندازانه توانستند معرفی کنند.

حال آنچه بايد اتفاق نمی افتاد، افتاده. برای آينده نزديک بايد کاری کرد. نخستين گام در خارج کشور همراه کردن همه گروه های مدافع حقوق بشر ايران و جلب توجه هر مقام مهم بين المللی در ارتباط با فشار و سرکوبی است که در محيط دانشگاهی ايران دارد صورت ميگيرد. دوم اينکه، فشار و سرکوبگری غير مستقيم اقتدارگرايان را که خانواده و نزديکان و کار و زندگی فعالان جنبش دانشجوئی را هدف قرار داده بايد کشف و افشا کرد.

 بايد در حمايت روزمره از رهبران دانشجوئی، با پروژه تواب سازی که در عمل جنايتکارانه و ضد بشری است با قدرت و قاطعيت به مبارزه برخاست. کوشش جدی، برای کشيدن پای عناصر سرکوبگری نظير شاهرودی، مرتضوی و ديگران، به دادگاه های بين المللی و دادن شکايت به نهادهای شناخته شده جهان از کارهای ضروری در اين پيکار حياتی برای متوقف کردن ماشين سرکوب رژيم فقاهتی و نجات دانشگاه ها، و جنبش دانشجوئی از اين مهلکه است. از همه مهمتر، نفس مبارزه دائمی و کوششی که در حمايت از پيکارگران و دانشجويان در بند ميشود، به آنها قوت قلب و قدرت پايداری ميدهد و يگانگی و وحدت اخلاقی همه ما را ثابت ميکند. دانشجويان و کادرهای فعال نهضت دمکراتيک ايران، بايد بدانند که ما اپوزسیون خارج کشور دور و جدا از آنها نيستيم. در اينجا ما نيز با نيمه تن خويش زندگی ميکنيم. قلب و روح و ذهن ما در آنجا است. با شما دانشجويان آزاده ايران است.

                                     ***********************************************

و اما در مورد فرا رسیدن هفتمین سالگرد تاسیس سازمان ، ضمن عرض تبریک به اعضای سازمان و تشکر از کسانی که از ما در راه مبارزاتمان همواره حمایت نموده اند نکاتی چند در باب فعالیتهای سازمان به استحضار اعضاء و ایرانیان مبارز می رساند .

در آغاز اعلام موجودیت سازمان ما با همکاری 50 نفر فعالیت خود را شروع کردیم ولی در حال حاضر ما افتخار همکاری با 4250 عضو فعال در داخل ایران  و 17700 نفر در  خارج از کشور را داریم . این افراد به طور دائم با سازمان ارتباط دارند و بیش از 100.000 نفر از ایران و سرار جهان با ما از طرق مکاتبه ، ایمیل ، ارسال فکس و تماس تلفنی از سراسر جهان ارتباط برقرار کرده اند و درخواست عضویت نموده اند ولی به دلیل مشکلات مالی تا اکنون نتوانسته ایم این افراد را فعال نمائیم ولی همگی آنها کد سازمانی دریافت نموده اند و امیدواریم در سالهای آتی در آبادانی کشورمان با یک اتحاد ملی از این عزیزان استفاده نمائیم .

ازهمان آغاز فعالیت و اعلام موجودیت سازمان چون اکنون ، ما همواره از همفکری با تمامی گروههای سیاسی خود جهت پیش برد اهداف مبارزاتی خود دریغ نکرده ایم و از راه کارهای آنها استفاده نموده ایم.

در این راه در اولین قدم با همکاری دوستان و همفکران سیاسی خود نشریه اتحاد ملی را در لندن به چاپ رساندیم . در مرحله بعدی موفق شدیم  با زحمات بسیار زیاد آقای فرهاد مشیری بامداد ایران را با تیراژ 50000 ماهانه در شهر لندن به چاپ برسانیم  و در سراسر جهان حتی در داخل ایران به کمک اعضاء سازمان توزیع نمائیم .

سازمان و فعالیتهای آن خیلی سریع در بین جوانان شناخته شد و به کمک همین اعضاء هر روز در سراسر جهان مراکز مبارزاتی گشایش یافت، تعداد و فعالیت اعضای فعال سازمان رو به فزونی گذاشت. در داخل ایران رژیم جمهوری اسلامی اعضاء سازمان ما را چون دیگر مبارزان دستگیر، شکنجه و به قتل می رساند که یاد همگی جان باختگان را در اینجا گرامی می داریم .

دولت جمهوری اسلامی که توسط عده ای روحانی بی سواد و نادان اداره می شود 25 سال است که اعدام میکند ، شکنجه می کند و اموال مردم ایران را غارت میکند و در این راه هر نیرنگی را به کار می برد تا میزان جنایت خود را کمتر جلوه دهد . در این راه با رو کردن شخصیتی خود فروخته و فریبکار و مزدور یعنی آقای خاتمی سعی کرده که چند صباحی بیشتر به عمر ننگین خود ادامه دهد. ایشان با گفتن حرفهای فریبگرانه و صحبت در باب گفتگوی تمدنها و برقراری دمکراسی  توانست برای مدتی جامعه جهانی را سر گرم کند تا افراد پشت پرده به غارت اموال ، ساختن بمب اتم و اعمال تروریستی بپردازند. دراین مدت هم ندای مبارزان و دانشجویان را خفه کرده و شکنجه و اعدام را بیشتر کرده اند. دولتمردان اروپائی هم که خود بهتر از هر کسی می دانند چه بر سر مردم آمده تنها برای حفظ منافع خود همچنان از دولت به اصطلاح اصلاح طلب خاتمی دفاع می کنند و مدعی هستند ایشان موفق شده در ایران شرایط بهتر در جهت آزادی سیاسی و اقتصادی ایجاد کند.

 واقعا جای تاسف دارد که این دولتهای اروپائی خود را به نفهمی می زنند و در جهت رسیدن به منافع بیشتر در ایران با هم رقابت می کنند و چه ناجوانمردانه این کار را انجام می دهند. به طوری که شاهد بودیم درخبرهای شهریور ماه 1382 ، یک شرکت نفتی در نروژ که بیشترین سهام آن دولتی است به فرزند آقای رفسنجانی 15 میلیون دلار باج می دهد تا یک قرار داد نفتی با ایران منعقد کند . واقعا شرافت انسانی و اخلاقی اروپائیان تا به کجا سقوط کرده که به این آسانی آبروی خود را ملعبه دست ملایان قرار میدهند .

در این اواخر هم شاهد جنایتی جدید از آخوندها هستیم که جهت کم کردن از لیست اعدامها، افراد مخالف را ربوده و کشته وپرونده آنان به دلایل واهی ، به عنوان قاچاقچی وشرکت دردرگیری های شخصی به اداره آگاهی ارجاع داده و جنازه آنها را تحویل خانواده هایشان میدهند . در این راه هم از دست مخالفان خلاص می شود و هم در جوامع مدافع حقوق بشر به دلیل کاهش لیست اعدام ، عنوان حافظان حقوق بشر را نصیب خود می کنند .

پیامد این فریبکاری حکومت جهل و جور جمهوری اسلامی ایران پیام کوتاهی دارم برای دولتهای خارجی به ویژه انگلستان ، بلژیک ، فرانسه ، اطریش ، آلمان و نروژ .

سران محترم اتحادیه اروپا دیگر زمان آن فرا رسیده که شما برای یک بار هم که شده صدای مردم رنج کشیده ایران را بشنوید و دیگر به بی راهه نروید و بر سر منافع اقتصادی با ملایان لاس نزنید چرا که  اولین ضربه را خود شما خواهید خورد. حمایت از یک کشور تروریست پرور و ناقص حقوق بشر جز ضرر بر جامعه جهانی هیچ فایده ای ندارد.

با تشکر علی بفروئی .

       *********************************************************************************

 چگونگی ارتباط گرفتن با دفاتر سازمان جبهه اتحاد ملی و میهنی ایران

هموطنان عزیز میتوانند به طرق زیر با مسئولین سازمان  در دفتر مرکزی ارتباط بر قرار نمائید .

                              

از طریق تماس تلفن و ارسال فکس : 


  UFIN Phone and Fax Numbers in UK


Tel: 00442085315090 , Fax: 00442084185791
MOBILE: +44 795 735 7147
 


 UFIN OFFICE ADDRESS:


  Send Correspondence Address to:  UFIN M1
5 - BLACKHORSE LANE
WALTHAM STOW LONDON E17 6DS


 

 ازمراجعه کنندگان به دفاتر سازمان، خواهشمند است قبل ازمراجعه حضوری به دفاتر سازمان قبلاً از طریق تلفن  وقت قبلی بگیرید تا مسئولین در وقت مناسب در خدمت شما باشند . ضمناً  دستگاه پیام گیر تلفنی  سازمان در خارج از ساعات اداری آماده ضبط درخواستهای شما میباشد . مسئولین بخش کامپیوتری سازمان نیز به طور شبانه روزی آماده دریافت ایمیلهای شما هستند .

ما در راه خدمت هر چه بهتربه جامعه ایرانیان آماده دریافت نظرات ، مقالات و اخبار شما هستیم . جهت کسب آخرین اخبار و رویدادهای سازمان جبهه اتحاد ملی و میهنی ایران میتوانید به آدرسهای وب سایتهای ما در کشور های مختلف مراجعه نمائید.

 

central website in london

 www.ufin.org

Ufin  branch of germany

www.germanyufin.org

      Ufin  branch of Cyprus

www.cyprusufin.org

Ufin  branch of Scotland

www.scotlandufin.org

 

جهت ارتباط با مسئولین، در شعب سازمان در کشورهای مختلف می توانید در بخش "ارتباط با ما" از وب سایتهای فوق  استفاده نمائید .